این بار در سوگ تولد
شاید خیلی از ماها از این وجه به قضیه کمتر توجه کرده ایم
هنگام جشن تولدمان خیلی شاد و مسروریم و سر از بای نمی شناسیم
کیک و شیرینی و تنقلات می خریم
دوستان و اشنا یان را دعوت میکنیم
اذین و چراغانی میکنیم و قهقهه می زنیم
میگیم یک سال بزرگتر شدیم و فلان کار میکنیم و فلان طور میشه
اما غافل از اینکه گوشمان کر است و کوس ارحیل را نمشنویم
خوابیم و صدای قهقهه مستانه شیطان را نمی فهمیم
انگار واقعا" طبق فرمایش لقمان حکیم شیطان دو چیز را از صفحه قلب و ذهن ما محو کرده
یکی خدا و دیگری مرگ را
اصلا توجه نداریم که یک قدم دیگر به اخر خط نزدیک شده ایم
بایستی زودتر دست به کار شویم چون وقت تنگ شده
معلوم نیست چقدر وقت داریم ولی هر چه هست کمه
دست ما کوتاه و خرما بر نخیل
به فرمایش مولا علی (علیه السلام) اه از کمی زاد و توشه و راه طولانی
این ما هستیم که کوچکیم (از نظر فکر و معرفت و بصیرت)که گمان میکنیم دنیا بزرگ است و
وقت زیاد
بچه تا وقتی که بچه هست به دلیل بچگی (کمی عقل و فهم و درک) گمان میکند که خانه شان
خیلی بزرگ است و یا باباش خیلی قوی هست و .... اما وقتی بزرگ می شود میبیند که خانه
کوچک شد یا در واقع کوچک بود ولی او به دلیل بچگی گمان میکرد بزرگ است و باباش هم همین
طور.
کوتاه سخن .بیایید بزرگ شویم و درست و حقیقی ببینیم.
یادمان باشد هر سال تولدمان یک ایستگاه نزدیکتر شدن
به مقصد مرگ است.
تولدتان مبارک